دلسپرده ام من به روی تو

دلسپرده ام من به روی تو
در دل من است آرزوی تو
بخت آینه باشدم اگر
مینشاندم روبروی تو
جان جان جان از همه جهان
می کشد دلم پر بسوی تو
دل به دل زتو تا تو آمدم
قبله گاه من خاک کوی تو
من که عاشقم مست و سرخوشم
جرعه میکشم از سبوی تو
گنج آرزو در دل منی
در دلم کنم جستجوی تو
دیدگاه ها (۷)

شیشه عطر بهارلب دیوار شکستو هوا پر شد از بوی رنگ خداو من این...

فکـر میکنیـم بدتـرین درد از دسـت دادن ِ کسـیه که دوستـش داری...

دنیا رابرای خودت بنویس!نه به خطی که قشنگ باشد,به خط خودت بنو...

نفس نمیکشد هواقدم نمیزند زمینسکوت میکند غزلبدون تو یعنی همین...

از تعجب دهانم باز مانده بود من و پریسا !  خانواده ما هزاران ...

عقریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط