پای دلم شکسته شد هیچ سفر نمی کند

پای دلم شکسته شد هیچ سفر نمی کند
با پر و بال خسته ام هیچ خطر نمیکد
چشم حسود ماه او چنگ به دل نمی زند
پنجه آفتاب ما صید قمر نمی کند
کشتهء غمزه دلم،بر سر راه منزلم
من گذرش نظر کنم،لیک نظر نمی کند
کوکب کهکشان من گشته بلای جان من
گریه و ناله های من هیچ اثر نمی کند
دیدگاه ها (۲)

حتی نمانده است برایم بهانه ایدنبال من نگرد که دیگر نشانه ای....

عزیز من شب یلدا مبارک کنارت ؛ حال یا فردا مبارکخزان رفت...

یاد آن شبها و یلداها بخیربرف بازی و سرماها بخیرکرسی و مادربز...

فال میخواهم بگیرم میشود نیت کنــےمیشودبااین غزل،احساس سنخیت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط