آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁹²
ویو نویسنده
آلیسا سعی میکرد گریه نکنه
ات:آلیسا خوبی؟(با نگرانی
آلیسا یهو بغضش شکست
آلیسا:.من..قراره..ازدواج...کنم
همه تو شوک بودن
آنا:یعنی..چی آلیسا؟!
آلیسا: یعنی...هق...وقتی..بچه..هق..بودم....منو..هق..به...عقد..هق..پسرعموم...هق..درآوردن
تنونست ادامه حرفش رو بزنه و شروع به گریه کرد،همه از حرفش تو شوک بودن
آنا و ات به سمتش رفتن و اونو درآغوش گرفتن
ات:هیس..اشکال نداره
آلیسا:چرا..هق..اشکال..هق..نداره..خیلیم..هق..اشکال...داره
آنا:آلیسا گریه نکن،اشکال نداره
آلیسا نگاهی به جونگ کوک انداخت که دستش مشت شده بود،اما تهیونگ کنارش نشسته بود و سعی داشت آرومش کنه
ات:کی باید بری؟
آلیسا:دو..روز دیگه
ادامه دارد...
شرط:
۱۵ لایک
۱۰ بازنشر
ــــــــــــــــ
خوشگلام نظرتون راجب فیک چیه:)؟
پارت⁹²
ویو نویسنده
آلیسا سعی میکرد گریه نکنه
ات:آلیسا خوبی؟(با نگرانی
آلیسا یهو بغضش شکست
آلیسا:.من..قراره..ازدواج...کنم
همه تو شوک بودن
آنا:یعنی..چی آلیسا؟!
آلیسا: یعنی...هق...وقتی..بچه..هق..بودم....منو..هق..به...عقد..هق..پسرعموم...هق..درآوردن
تنونست ادامه حرفش رو بزنه و شروع به گریه کرد،همه از حرفش تو شوک بودن
آنا و ات به سمتش رفتن و اونو درآغوش گرفتن
ات:هیس..اشکال نداره
آلیسا:چرا..هق..اشکال..هق..نداره..خیلیم..هق..اشکال...داره
آنا:آلیسا گریه نکن،اشکال نداره
آلیسا نگاهی به جونگ کوک انداخت که دستش مشت شده بود،اما تهیونگ کنارش نشسته بود و سعی داشت آرومش کنه
ات:کی باید بری؟
آلیسا:دو..روز دیگه
ادامه دارد...
شرط:
۱۵ لایک
۱۰ بازنشر
ــــــــــــــــ
خوشگلام نظرتون راجب فیک چیه:)؟
- ۶۴۶
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط