پاے پنجرہ افتادہ ام

پاے پنجرہ افتادہ ام
و پاهایم انگار
براے همیشـہ بـہ خواب رفتـہ اند
دیگر چـہ فرقے مے ڪند
از ڪدام سمت ڪوچـہ بیایے
وقتے پنجرہ هم
رو بـہ نیامدن تو باز مے شود !
مثل همیشـہ دیر مے رسے
و دستم را وقتے مے گیرے
ڪـہ زندگے
از من دست ڪشیدہ است
دیدگاه ها (۲)

موسیقی

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

P²سه دختر هنوز جلوی خانه‌ی چه‌یون ایستاده بودند.یورا با ترس ...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۱ هر روز ساعت ۴ عصر می‌رفتم همون...

عشق یک طرفه پارت ۱۰ویو اتصدای زنگ در مثل تازیانه روی اعصابم ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

ایدل من#پارت_2 کوک بلند شد و اومد سمت من. سعی کرد دستم رو بگ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁴ویو ته‌وون_________امشب...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط