گفتی که

گفتی که
رفته رفته چو عمر
آیمت به سر!

عُـمَرم ز دیر آمدنت
رفتـه رفتـه
رفـت...

محتشم کاشانی
دیدگاه ها (۲)

آمدن سرکوه تو ضرور است مراچو ز پا بیافتمبا سر می آیم🐣

🌱🍃 پیوسته دل به #صبحِ رخ تو چو ابرویت در بند طرّهٔ سر زلفِ...

آه ز از این پس با ساز هرکس می کنمرقص جنونکه از مستی رفته رفت...

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

▪️ای ز چشم همگان ریختــه اشــک بصرت▪️حسنی و چو حسن خون شده ع...

در باغی می خرامید آن آهوی رمیدهدامن کشان می رفت گل ها را چید...

همه عمر بر ندارم سر خود زِ آستانش،که فقط سپرده ام دل به علی ...

.باز آمدی ای آشناتا من ز شادی پر بگیرم آن شور و حال رفته را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط