اون دوست برادرته......p1
اون دوست برادرته......p1
چانگبین و ا.ت خواهر و برادر هستن...چانگبینی که 24 سالشه و ا.ت خواهرش که 18 سالشه و برای کنکور آماده میشه...چان دوست صمیمی چانگبینه و اونها اونقدر به هم نزدیک هستن که بیشتر اوقات چان به خونه اونا میاد *مخصوصا آخر هفته ها* چان و ا.ت رابطه بد یا خیلی خوبی ندارن دقیقا مثل رابطه چانگبین و ا.ت....
چان به خونه دوستش اومده و دنبالش میگرده....توی راهرو قدم میزنه تا به اتاق چانگبین بره که وقتی داره رد میشه در اتاق نیم بازه ا.ت رو میبینه...به عقب برمیگرده و در رو بدون اطلاع یا فکر کردن باز میکنه : هی ا.ت بینی کجاست؟
-نمیدونم
*نمیدونی؟ برات مهم نیست داداشت کجا دوباره مست افتاده باشه؟
-نه...اون خوک خنگ میتونه هر غلطی بخواد بکنه...دارم درس میخونم برو یه جای دیگه دنبالش بگرد(بدون نگاه کردن به چان و تمرکز روی درسش)
چان با خودش فکر میکنه و میبینه آره اون راهشو پیدا میکنه و میاد...روی تخت ا.ت دراز میکشه و دستش رو درحالی که زیر سرش میزاره به ا.ت نگاه میکنه:استراحت نمیکنی نه؟ اونقدرا هم مهم نیست باور کن...ارزش مریض شدنت رو نداره
-اگه میخوای اینجا باشی ساکت باش
ا.ت رو روی تخت میکشه و دستاش رو دورش میپیچه تا فرار نکنه
-لعنتی ولم کن!!! دیوونه شدی ؟؟
*ششش انقد جیغ نزن گوشم کر شد...باید استراحت کنی حتی 5 دقیقه....اگه توی این پنج دقیقه بخوای تلاش کنی برای فرار یه دقیقه اضافه میشه
#kpop #kpoper #stray_kids #bangchan #leeminho #seuchangbin #hwanghyunjin #hanJisong #leeYongbok #kimseungmin #YangJungin #i.n #seungmin #felix #han #hyunjin #changbin #leeknow #chan #fake #تکپارتی# چان# بنگ_چان #Fiction #fic
چانگبین و ا.ت خواهر و برادر هستن...چانگبینی که 24 سالشه و ا.ت خواهرش که 18 سالشه و برای کنکور آماده میشه...چان دوست صمیمی چانگبینه و اونها اونقدر به هم نزدیک هستن که بیشتر اوقات چان به خونه اونا میاد *مخصوصا آخر هفته ها* چان و ا.ت رابطه بد یا خیلی خوبی ندارن دقیقا مثل رابطه چانگبین و ا.ت....
چان به خونه دوستش اومده و دنبالش میگرده....توی راهرو قدم میزنه تا به اتاق چانگبین بره که وقتی داره رد میشه در اتاق نیم بازه ا.ت رو میبینه...به عقب برمیگرده و در رو بدون اطلاع یا فکر کردن باز میکنه : هی ا.ت بینی کجاست؟
-نمیدونم
*نمیدونی؟ برات مهم نیست داداشت کجا دوباره مست افتاده باشه؟
-نه...اون خوک خنگ میتونه هر غلطی بخواد بکنه...دارم درس میخونم برو یه جای دیگه دنبالش بگرد(بدون نگاه کردن به چان و تمرکز روی درسش)
چان با خودش فکر میکنه و میبینه آره اون راهشو پیدا میکنه و میاد...روی تخت ا.ت دراز میکشه و دستش رو درحالی که زیر سرش میزاره به ا.ت نگاه میکنه:استراحت نمیکنی نه؟ اونقدرا هم مهم نیست باور کن...ارزش مریض شدنت رو نداره
-اگه میخوای اینجا باشی ساکت باش
ا.ت رو روی تخت میکشه و دستاش رو دورش میپیچه تا فرار نکنه
-لعنتی ولم کن!!! دیوونه شدی ؟؟
*ششش انقد جیغ نزن گوشم کر شد...باید استراحت کنی حتی 5 دقیقه....اگه توی این پنج دقیقه بخوای تلاش کنی برای فرار یه دقیقه اضافه میشه
#kpop #kpoper #stray_kids #bangchan #leeminho #seuchangbin #hwanghyunjin #hanJisong #leeYongbok #kimseungmin #YangJungin #i.n #seungmin #felix #han #hyunjin #changbin #leeknow #chan #fake #تکپارتی# چان# بنگ_چان #Fiction #fic
- ۸.۹k
- ۲۰ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط