در بعضی طوفانهای زندگی،

در بعضی طوفانهای زندگی،

کم کم یاد میگیری که نباید توقعی داشته باشی مگر از خودت.
متوجه میشوی, بعضی را هرچند نزدیک، اما نباید باور کرد

متوجه میشوی روی بعضی هر چند صمیمی، اما نباید حساب کرد

میفهمی بعضی را هر چند آشنا، اما نمیتوان شناخت
و این اصلاً تلخ نیست، شکست نیست،

آگاه شدن تاوان دارد ممکن است در حین آگاه شدن درد بکشی،
این آگاهی دردناک است
اما هرگز تلخ نیست...
دیدگاه ها (۳)

"دست‌هایت"کارهای زیادی میتوانند کهبکنند!مثلاً حلقه شوند دور ...

میگن وقتی بهار💕 داره از راه میرسه بایدقبلش گل ها رو خبر کردم...

mOm

روزهای شهریوریه جورایی خاصهاز گرمای سوزان تابستانرسیدی به خن...

Between Rounds (بین راندها)

𝙍𝙚𝙙 𝘼𝙨𝙥𝙝𝙖𝙡𝙩p1صدای کشیده شدن لاستیک های موتور به زمین، کل پیس...

When bitterness became sweet

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط