خدااایا

خدااایا
کسی خبر نداشت وعاشق شدم
واسش تب کردم وکسی خبر نداشت وواسش مردم
ولی حالا که همه جز خودش از عشقم باخبرن
چجوری بهش بفهمونم
خدایا
دیدگاه ها (۲)

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

آخرین دعا 11

پارت ۱۶ (صبح)چشمانم را باز کردم آفتاب از پرده های حریری اتاق...

★彡   Part 56 彡★ ( تهیونگ ) من چی گفتم؟اشتباهه.رینا هیچ وقت ن...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part29آروم چشاشو باز کردمنو که دید محکم بغلم ...

پارت ۶ وییوی مینهو:وقتی اقای هان اینا رو بهم گفت جا خوردم ا...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1ساعت ۶ عصر بود، طبق معمول بعد دانشگاه...

وقتی دابمسش گرفتی ولی...🙃🎀ویو نویسنده اون ور پسرک داستان ما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط