در کوپه قطار

در کوپه قطار
چهار نفر حضور دارند..
یک سرباز،یک سرهنگ،یک دختر،یک پیر زن...
در یک لحظه قطار داخل تونل میشه
بعد از چند لحظه،یک صدای ماچ کردن و یک صدای سیلی زدن میاد،،!!!
بعد که قطار از تونل خارج میشه،هر چهار نفر ساکتند،و هیچکی به روی خودش نمی یاره..
پیرزنه تو دلش میگه:خاک تو سرشون من اینجا نشستم،میرید دختر مردم رو ماچ میکنین،منو بوس میکردین،چک هم نمیخوردین...
دختره تو دلش میگه:
حتما کورین دیگه،من به این گندگی اینجا نشستم،میرین این پیر زن مردنی رو بوس میکنین
منو بوس میکردین..
سرهنگه تو دلش میگه: (خطاب به سرباز) آشغال بوگندو،این عوضی دختر مردم رو بوس میکنه،چکش رو من باید بخورم...
و اما آخرین نفر...
سربازه تو دلش میگه:
چه کیفی میده آدم کف دستشو ماچ کنه،بزنه زیر گوش یه سرهنگ.......
دیدگاه ها (۶)

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 10تقریبا ساعت 5/5 صبح بود چویا ...

#Thelast_Two#Hyunlixxولی یهو یه زن که بهش می‌خورد امگا باشه ...

جادویی به نام عشق

آواز عشق ♣️part7♣️یونگی ویو من بابت کار دیشب کانگ لی واقعا ا...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

پارت ۹

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

جنگل نفرین شده پارت ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط