ای صبح حدیث آن مه کن

ای صبح حدیث آن مه کن
ای باد مرا ز زلفش آگه کن
ای قرصهٔ آفتاب پیش من
بگشا زبان قصد آن مه کن..!
دیدگاه ها (۲)

چون خنده جام است درخشیدن خورشید جامی به من آرید که خورشید د...

ترانه زیبای گیلکی سیاه چومه

علیرضاافتخاریصبح خندان ز کجا آمده ایکه چنین عقده گشا آمده ای...

* گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا ویران اگر نمی‌کنی آباد کن مرا...

نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانیگذر به کوی فلان کن در آن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط