هایبرید شیطون من

★هایبرید شیطون من★
پارت 19...
×این سوال واسه من پیش اومده تهیونگی تو چرا هیچ جفتی نداری هوم؟
با انگشت اشارش پیشونی جونگکوک رو عقب هل دادو بیحس نگاه گوشای سفید و موهای قهوه ای رنگ بهم ریختش کرد .
_فوضولیش به تو نیومده!
سریع با دستای ظریفش دستان تهیونگو چسبید و تا جایی که پاهای تهیونگ به دیواره اپن بچسبه جلو کشیدش.
_جواب سوالم این نیست تهیونگی
آروم پلک زد و به صورت دوست داشتنی جونگکوک نگاه کرد و وقتی دستای جونگکوک روی شونهاش نشست نفسشو کاملا توی سینش حبس کرد و دستاشو از توی جیبش بیردن اورد تا دستایی که روی شونهاش نشستن رو پس بزنه اما جونگکوک پیش دستی کرد و پاهاشو دور کمرش محکمتر کرد و با یه حرکت به خودش چسبوندش و با لبخند فریبنده ایی به ابروهای توهم رفته و چشمای مشکی تهیونگ خیره شد.
_چه غلطی میکنی؟
×اثبات میکنم از من خوشت میاد.
سعی کرد خودشو از دست حلقه پاهای جونگکوک خلاص کنه اما جونگکوک پاهاشو محکمتر کرد و لبخند دندون نمایی به صورتش زد.
_جونگکوک مسخره بازیتو تموم کن!
×اشتباه میکنم تهیونگی؟نگو که به من فکر نمیکردی
آروم با سر انگشتای ظریفش سر شونه های تهیونگو لمس کرد...

ادامه دارد...
__<<<<______<☆>______>>>>__
امیدوارم خوشتون بیاد★
لایک و حمایت فراموش نشه
کوچولوعااا👀👶🤏🏻
دیدگاه ها (۰)

★هایبرید شیطون من★پارت 20....سر انگشتای ظریفش سر شونه های ته...

★هایبرید شیطون من★پارت 21..._ لعنت بهت گازم نگیر.میتونست فشا...

★هایبرید شیطون من★پارت 18....درسته که جونگکوک فکر میکرد وقتی...

★عشقی که بهم دادی★پارت 5..._چرا میخوام راجع بهش بدونم؟از خود...

بابایی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط