امروز

امروز
نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی، که پس پرده نهان است
گر مرد رهی ؛ غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است
تو رهرو دیرینه سرمنزل عشقی
بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است
آبی که بر آسود ، زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از ان روست که خونابه فشان است
دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچه ایام دل آدمیان است...
هوشنگ ابتهاج
دیدگاه ها (۱)

امروزنه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی، که پس پرده ...

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی، که پس پرده...

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی، که پس پرده...

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است ای بس غم و شادی، که پس پر...

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی، که پس پرده...

#بازیچه_ی_دل امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شاد...

💧 سیری درشعـروکـلام جـان💧 :‌#هوشنگ_ابتهاج💠 گرمردرهی غم مخور ...

مروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی که پس پرده ن...

از روی تو دل کندنم آموخت زمانهاین دیده از آن روست که خونابه‌...

از‌روی‌تو‌دل‌کندنم‌‌آموخت زمانه! این‌دیده‌از‌آن‌روست که‌خونا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط