چـه حـس خـوبـیـه...

چـه حـس خـوبـیـه...

شـبـا مـوقـع خـواب...

عـشـقـت سـرشـو بـذاره رو دسـتـات...

بـا مـوهـاش بـازی کـنـی...

چـشـمـاشـو بـبـوسـی...

آروم آروم تـو بـغـلـت خـوابـش بـگـیـره...

ولـی تـو هـنـوز بـیـداری...

دوسـت داری فـقـط نـگـاش کـنـی...

هـمـیـنـطـوری کـه داری نـگـاش مـیـکـنـی...

اشـکـات سـرازیـر بـشـه...

تـو دلـت پـیـش خـودت بـگـی...

نـبـاشـی...

مــیــمــیــــــرم...
دیدگاه ها (۲)

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

سناریو بلو لاک / قفل آبی (پارت1)

پارت هجدهم بارون گرفته بود. رزا کنار پنجره نشسته بود، یه فنج...

پآرت⁸یه یونگی نگاه کردماهمیتی ندادم ولی هوووف بزرگی از عصبان...

[سناریو]موضوع::وقتی از سرکار میان خونه و میبینن تو داری با ص...

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

ابلیس

#مافیا_عزیز_من#Part26این بار خنده‌اش واضح‌تر بود. خم شد و بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط