فصلـ۳

فصلـ۳

ماشینو بزار یه جا دوبل پارک کردم
+رویا پیدا شو
-وای مریم چی بشه هاا
+اره واقعا،مهمون توهماااا
-شانپانزه جون همه چیش مجانیه
+کسگم دیر رسیدیم تا ساعت ۶مجانی بود الان ۸
-اوا راس میگیا
+پس گو نخور پسته بخور حالا هم پیاده شو عشقم
-اصلا رفاقت از حرفات موج میزنه
+دیگه دیگه
با هزار تا فحش و چیز دیگه پیاده شدیم
+وای چند وقت بود که ایس پک نخورده بودم بریم دلی از رخت کن دربیاریم
-وای مریم تو چقد بانمکییی
+عزیزم عسل نمک نداره درجریانی که؟
-من که کم اوردم هرچی بگم یه چی جاش میگی
+یوهاهاها
در حال حرف زدن بودیم که شپلق پخش زمین شدم
+ای خدا ازت نگذره سر پله سراط یقتو میگیرم کار کی بود بیاد بگه سرشو چپه کنم ای خدا پای نازنیم وای وای
همراه با گریه اینارو میگفتم سرمو که بلند کردم ۱۰۰تا چسم دور خودم دیدم با چشمای اشکیه رویا
-(نمیدونم کیه هنوز:/)ببخشید واقعا شلنگ زیر پاتون بود منم حرکتش دادم اینجور شد
+خدا ازت نگذرههههه مگه خدمتکاری تو اخه
نگاهی به تیپش انداختم بازوهای مامانیش دیگه داشت از زیر تیشرتش جر میخورد دستشو دراز کرد دستشو گرفتم و اومدم بلند شم که.....
دیدگاه ها (۳)

#پارت-پنجمشماره ی آوین رو ازش گرفتم و داخل گشیم سیو کردم . ا...

#پارت_سی‌و‌پنجاخه کی رو دیدین که اول صبح داخل ازمایشگاه باشه...

رمان تمناقسمت55((تمنا)) من که هرچی خودمو می شستم پاک نمی شدم...

#پارت55از تاکسی پیاده شدیم. که صدای نگین بلند شدنگین: وای خد...

#پارت17بعد خوندن نمازم دعا واسه سلامتی پدرم از جام بلند شدم....

فیک جیمین موچی کیوت پارت پنجمرفتم روسرش مبینا بود خواستم دست...

فیک جیمین موچی کیوت پارت پنجمرفتم روسرش مبینا بود خواستم دست...

#پارت_۷۲صبح با احاس قلقلک رو صورتم چشمامو باز کردم...آرتین ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط