♫♫ گل من چندین منشین غمگین شام محنت به سر آمد

♫♫ گل من چندین منشین غمگین شام محنت به سر آمد
سر و دست افشان غم دل بنشان غمخوارت از سفر آمد
ز چه بنشستی بگشا دستی آذین صحن و سرا کن
که پس از غمها به رخ شبها آب و رنگ سحر آمد
شب مهتابی ز چه بی تابی روشن کن شمع صبوری
منشین غمگین که مه دیرین تابان و جلوه گر آمد
گل من چندین منشین غمگین شام محنت به سر آمد
تو که آگاهی که شبهایی با یاد او بنشستیم
شب بارانی غم پنهانی رفت و نور بصر آمد
پس از دوری غم محجوری شور و شادی برپا کن
ز غم پنهان نشوی گریان چون خندان ز در آمد
گل من چندین منشین غمگین شام محنت به سر آمد
شب محجوری ز ره دوری آوای رهگذر آمد
که سحر سر زد غم دل پر زد شادی از بام و در آمد
شب جانکاهی شرر آهی زد ابر غم به کناری
به سرافرازی به دل افروزی خورشید ما به در آمد
گل من چندین منشین غمگین شام محنت به سر آمد
سر و دست افشان غم دل بنشان غمخوارت از سفر آمد ♫♫
دیدگاه ها (۳)

ﮔﻔﺖ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ،ﮔﻔﺘﻢ ﮐﺪﺍﻡ ﺭﺍ؟ ﻋﻤﺮ ﺭﻓﺘﻪ ﺭﺍ؟ ﺭﻭﯼ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺭﺍ؟ ﺩﻝ ...

چون کوه گریه میکنم و رود میشودعشقی که در مرام تو مردود میشود...

شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشدتو بیا کز اول شب در صبح باز ...

گاهی اوقات قرارست که در پیله ی درد،نم نمک "شاپرکی" خوشگل و ز...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط