P8

تلافی عشق
+امشب بهت میگم
+اینو گفتم و از اتاق زدم بیرون
_دیوونه سادیسمی (داد)(ننت سادیسمیههعه)
+ببند
_عوضی(اروم)
+شنیدم(بلند)
_مهم نیییست(بلندتر)
(شب)
ات ویو
اماده شده بود مثل اینکه قرار بود با اون دیوونه سادیسمی(عمته ننته باباته خاهرتهههه)برم بیرون عاااه انگار من بیکارم(صگ در صگ)
_الو؟
+بادیگارد داره میاد دنبالت تهیونگ و جینا هم هستن گفتم بدونی
_اکی ولی…
+اومدی میفهمی
_خیلی خب بااااشه
(آدمای متفرقه رو با * نشون میدم)
*خانم بریم
_اره
(۲۰ مین بعد)
ات ویو
رسیدیم به یه رستوران خیلی بزرگ نمیدونم چرا ولی چراغاش خاموش بود
رفتم داخل همه جا تاریک بود
_جونگکوک؟
دیدم صدای فشفشه میاد
جونگکوک بود🥲
گل دستش بود😭
اومد جلو
زانو زد(منممممم میخوام ننه)
+لیدی…با من ازدواج میکنی
_نمیدونستم چی بگم تهیونگ دیدم چشماش پر خون بود جینا میخواست گریه کنه انگار
_جوابش پارت بعد😂🤲🏽
یکم حمایت بد نیستاااااا🙄
دیدگاه ها (۲۴)

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت11ویو کوکگوشیمو...

رمان

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت پنجم(اخر)(فرد...

اخرین لبخند... 𝚙𝚊𝚛𝚝 ³

🍷ارباب و برده🩸

شب ارزو ها.                                 #ادامه_پارت_۱۷پل...

فیک کوک «از مافیا متنفرم» 14 Part

ازدواج اجباری♥ p10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط