ای که با عطر تنت شور به جانم دادی

ای که با عطر تنت شور به جانم دادی
حس بوییدن گل را به خزانم دادی

تشنه لب بودم و مستانه مرا بوسیدی
باغ انگور به صحرای لبانم دادی

من کجا شوق غزلخوانی و آواز کجا
این چه رقصی است که تو یاد زبانم دادی

با نگاهی که پر از قافیه و ایجاز است
رونقی تازه به آهنگ بیانم دادی

بی خدا بودم و از قبله ی دل رو گردان
آمدی معجزه را خوب نشانم دادی

آنقدَر محو تماشات شدم تا اینکه
لحن تکبیر به آوای اذانم دادی

آسمان رنگ از آن چشم شررخیز تو باخت
جلوه ای ناب به تنپوش جهانم دادی
دیدگاه ها (۱۱)

ﭘﯿﺶ ﻣﻦ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﺍﻡﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﺎﺯ ﻧﮑﻦ ﺗﺸﻨﻪ ﯼ ﺩﯾﺪﺍ...

دو سه خط وصف تو گفتن ، چه گناهی دارد ؟ در خیالات تو خفتن ، چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط