ای جان تو جانم را از خویش خبرکرده

ای جان تو جانم را از خویش خبرکرده
اندیشه تو هردم در بنده اثر کرده

ای هرچه بیندیشی درخاطر تو آید
بربنده همان لحظه آن چیز گذر کرده
دیدگاه ها (۳)

نگرانم که "تو" را من بِدَهم از دستت...راستی!من که تو را....ه...

ﺭﻳﺨﺖ ﺑﺮ ﻣﻦﻗﻄﺮﻩﺍﻱ ﺍﺯ ﻧﺎﺯ ﺩﻭستﺟﺰﺀ ﺟﺰﺀ ﻫﺴﺘﻲﺍﻡﺑﻲﺗﺎﺏ ﺍﻭﺳﺖ 🌹 🕊 🌹 🕊...

بگو چگونه صدایَت کنم؛که برگردی!

‌ای جانِ جانان،نمی‌دانم از کدامین ساعتِ شب یا از کدامین دردِ...

🌱🍒ناز چشمانت نهاده ... عشق بر سیمای تو...سر خوشم چون پروریدم...

🌱🍒بشنیده‌ام که عزم سفر می‌کنی مکنمِهر حریف و یار دگر می‌کنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط