دلتنگم

دلتنگم
من نشانی از تو ندارم
اما نشانیم را برای تو می نویسم
در عصر های انتظار به حوالی بی کسی ام قدم بگذار
خیابان غربت را پــیدا کن
و وارد کوچه های تنهایـی شو
سپس در کلـبه را باز کن
مرا می بینی
با بغضی کویری
که غرق اشک
پشت دیوارها نشسته ام
دیدگاه ها (۴)

تو کجایی که مرا یاد کنیمن کمی دلتنگم تنگی قلب من از رفتن توس...

""مهربانی""........زبانی است نا شنوا میتواند بشنود.....و ناب...

میان هزاران دیروز امروز وشاید میلیونها فردا فقط یک امروز هست...

در سرم نیست که مجنون تو باشـم هوش دارلطف بنمای پای پندار غمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط