سناریو تک پارتی از کایزر
سناریو تک پارتی از کایزر
(نکته دوستان این سناریو رخ داد هاش بر اساس واقعیت هست و میگن واقعا این اتفاق برای کسی افتاده )
《خون از آب غلیظ تره》
کایزر و ا.ت دو زوج بودند که به شدت به هم علاقه مند بودند.
روزی کایزر و ا.ت به دریا رفتند تا با هم وقت خود را سپری کنند.
نزدیک غروب بود.
ساحل هم خلوت.
کایزر خسته شد و خواست کمی لب ساحل استراحت کنه و ا.ت هم خواست کمی کنار ساحل قدم بزنه.
کمی بعد کایزر چشم هایش رو باز کرد.
خبری از ا.ت نبود.
با سرعت به دنبال دوست دخترش گشت تا اینکه...
.
.
.
جسد ا.ت رو لب ساحل دید.
قلبش به درد اومد.
کایزر: چطور ممکنه؟
اشک از چشم هایش سرازیر شد.
جسد دختر را در آغوش گرفت.
به یاد آورد که ا.ت همیشه دوست داشت روزی با او ازدواج کند.
پسر حلقه ای که میخواست به دختر بدهد را از جیبش در آورد.
لب ساحل از دختر خواستگاری کرد.
سپس خود را به همراه دختر به آب سپرد.
و حال هر دو مرده اند.
با عشقی که در میانشان بود.
(نکته دوستان این سناریو رخ داد هاش بر اساس واقعیت هست و میگن واقعا این اتفاق برای کسی افتاده )
《خون از آب غلیظ تره》
کایزر و ا.ت دو زوج بودند که به شدت به هم علاقه مند بودند.
روزی کایزر و ا.ت به دریا رفتند تا با هم وقت خود را سپری کنند.
نزدیک غروب بود.
ساحل هم خلوت.
کایزر خسته شد و خواست کمی لب ساحل استراحت کنه و ا.ت هم خواست کمی کنار ساحل قدم بزنه.
کمی بعد کایزر چشم هایش رو باز کرد.
خبری از ا.ت نبود.
با سرعت به دنبال دوست دخترش گشت تا اینکه...
.
.
.
جسد ا.ت رو لب ساحل دید.
قلبش به درد اومد.
کایزر: چطور ممکنه؟
اشک از چشم هایش سرازیر شد.
جسد دختر را در آغوش گرفت.
به یاد آورد که ا.ت همیشه دوست داشت روزی با او ازدواج کند.
پسر حلقه ای که میخواست به دختر بدهد را از جیبش در آورد.
لب ساحل از دختر خواستگاری کرد.
سپس خود را به همراه دختر به آب سپرد.
و حال هر دو مرده اند.
با عشقی که در میانشان بود.
- ۳۳۷
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط