چه تلخ است که....

چه تلخ است که....
دیروزش را با من و رنجهایم گذراند...
و امروزهم با دردها و رنجهای خودش میسازد....
....مادر را می گویم.....
دیدگاه ها (۱)

چه داستان غریبیست داستان زندگی!دستی را که داس برداشت همان دس...

آمییییین....

درد داره....ساعتها بشینی و به حرفی که هیچ وقت قرار نیست بگی ...

جواد قارایی: 🔹اگر در این سه سال گذشته، این فجایع و اتفاقات د...

ستاره پوش مخملی دل به جوش آمده از زبان آنتونی part50

ستاره پوش مخملی حس گناه از زبان آنتونی part46

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط