چه تلخ است که....

چه تلخ است که....
دیروزش را با من و رنجهایم گذراند...
و امروزهم با دردها و رنجهای خودش میسازد....
....مادر را می گویم.....
دیدگاه ها (۱)

چه داستان غریبیست داستان زندگی!دستی را که داس برداشت همان دس...

آمییییین....

درد داره....ساعتها بشینی و به حرفی که هیچ وقت قرار نیست بگی ...

نوشته بود: +تو همان چایِ تلخ بمان! کسی که چای دوست داشته باش...

رسم مسلمانی شیخ رجبعلی خیاط زندگی ساده ای داشت، خودش خیاطی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط