آهوی توام ، بره ی بی صبر و قرارم

آهوی توام ، بره ی بی صبر و قرارم
تا کی بنشینم تو بیایی به کنارم

تا کی بنشینم ، برسی چای بنوشی
یک عالمه گلدان ، لب ایوان بگذارم

لبهای تو خوب است ، نفس های تو خوب است
عطر تو که هر وقت می آیی به کنارم

جایی بده در زندگیت ، جان و تنم را
یا راه نشانم بده تا جان بسپارم

من ماهی ام و عشق تو دریای عمیق است
هر سو بروم باز به موج تو دچارم

غرقم کن و صیدم کن و بر خاک رها کن
من ماهی ام و حوصله ی تنگ ندارم

تانیاخاله دلم برات تنگ شده
دیدگاه ها (۱)

عشقمی مامان دوست دارم

بابایی جونم عاشقتم

تو پر از خاطره ای، داشتنت حق من استبا دل من تو بگو حق خودم ر...

تن رابدهی... دل ندهی...

part : 24chapter : 2هوا ابری بود و ابرها اجازه ی تابیدن به آ...

پارت شش

the last part🫠هانیل:اتاق مامانم توی طبقیه دومه باید برم اونج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط