پیشنهاد شنیدنی

پیشنهاد شنیدنی
پیشنهاد شنیدنی: مرثیه ای برای یک زن، bang bang my baby shot me down


I was five and he was six
We rode on horses made of sticks
He wore black and I wore white
He would always win the fight

من پنج سال داشتم و او شش

بر اسب های چوبی خود می تاختیم

من سفید پوشیده بودم و او سیاه

او همیشه پیروز میدان بود

Bang bang, he shot me down
Bang bang, I hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, my baby shot me down

بنگ بنگ، او به من شلیک می کرد

بنگ بنگ، من به زمین می خوردم
بنگ بنگ، آن صدای وحشتناک

بنگ بنگ، عزیز من مرا می کشت

Seasons came and changed the time
And I grew up, I called him mine
He would always laugh and say
“Remember when we used to play?”

زمان گذشت و زمانه رو عوض کرد

من بزرگ شدم و او را از آن خودم می خواندم
او همیشه می خندید و می گفت:

که بازی های مان را به خاطر داری؟

Bang bang, I shot you down
Bang bang, you hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, I used to shoot you down

بنگ بنگ، من به تو شلیک می کردم

بنگ بنگ، من تو را به زمین می انداختم
او همیشه می خندید و می گفت:

که بازی های مان را به خاطر داری؟

Bang bang, I shot you down
Bang bang, you hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, I used to shoot you down

بنگ بنگ، من به تو شلیک می کردم

بنگ بنگ، من تو را به زمین می انداختم
بنگ بنگ، آن صدای وحشتناک

بنگ بنگ، من تو را می کشتم

Music played and people sang
Just for me the church bells rang

آهنگ نواخته می شد و مردم آواز می خواندند

و ناقوس کلیسا فقط برای من به صدا در می آمد

Now he’s gone I don’t know why
Until this days sometimes I cry
He didn’t even say goodbye

He didn’t take the time to lie

حالا او رفته و من نمی دانم چرا

تا به امروز هم گهگاهی گریه می کنم

او حتی خداحافظی نکرد

حتی لحظه ای صبر نکرد

Bang bang, he shot me down
Bang bang, I hit the ground
Bang bang, that awful sound
Bang bang, my baby shot me down

بنگ بنگ، او به من شلیک کرد

بنگ بنگ، من به زمین افتادم

بنگ بنگ، آن صدای وحشتناک

بنگ بنگ، عزیز من من را کشت
دیدگاه ها (۱)

به مناسبت عید قربان و در حاشیه جشنواره بین‌المللی دف‌نوای رح...

سلام. بسم الله الرحمن الرحیم .فلینظر الانسان الی طعامه .صدق ...

نفرین | جوزپه اونگارتی در بندِ چیزهای فانی‌ام[روزی آسمان پرس...

یسری وقتا به سرم میزنه به همه چی یه تنوع مسخره ای بدمپس بیای...

And the truth is that no matter how hard you try, you still ...

Why is it that you want someone to do? Why is everyone in lo...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط