یک شبی مجنون نمازش را شکست،

یک شبی مجنون نمازش را شکست،
بی وضو درکوچه ی لیلی نشست،

عشق، آن شب مستِ مستش کرده بود،
فارغ از جام اَلَستَش کرده بود،

گفت یارب از چه خارم کرده ای؟
بر صلیب عشق, دارم کرده ای؟

خسته ام زین عشق ،دل خونم مکن،
من که مجنونم، تو مجنونم مکن،

مردِ این بازیچه دیگر نیستم، و
این تو و لیلای تو..،من نیستم!

گفت: ای دیوانه، لیلایت منم،
در رگت پنهان و پیدایت منم،

سالها با جُورِ لیلا ساختی،
من کنارت بودم و نشناختی....
دیدگاه ها (۲۲)

ملیناجان باقلبی پرازمهر میگم تولدت مبارک ازخدا بهترین هارو ب...

تقدیم به داداشیم امیر عزیزم هرچند لوسه اما خیلی خیلی برام عز...

ﺗﺎ ﺗﻮﺍﻧﻰ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎﻫﻤﻪ ﻛﺲ ﻳﺎﺭﻣﺸﻮ ! ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﺧﺎﺭ ﻣﻜﻦ ﻟﻮﺗﻰ ﺑﺎﺯﺍ...

"شب بخیرغارتگر شب های بی مهتاب من"منتی بر دل گذارامشب بیا در...

یک شبی مجنون نمازش راشکستبی وضو در کوچه لیلا نششت...عشق انشب...

یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه ی لیلا نشست...عشق آ...

یک شبی مجنون نمازش را شکست...بی وضو در کوچه ی لیلا نشست...عش...

يك شبى مجنون نمازش راشكست ...

یک شبی مجنون نمازش را شکست...بی وضو در کوچه لیلا نشست...عشق ...

یک شبـی مجنـون نـمازش را شکست بی وضـو در کوچـه لیـلا نشست ....

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست. گفت ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط