°°°°°

°°°°°
ابتدایش را که به روی هم نیاوردیم
بیا انتهایش را هم....
ببین..، وقتی نمانده است
بیا تقدیر را برگشت بزنیم
کمی در هم اتراق کنیم
اتراق یعنی
از آرامش مدیونِ به آغوشت که بگذرم
این شعرهای گاه و بیگاه، نمک پروردۀ خنده های تو اند..
و چشمانت..
آه چشمانت هنوز
آبستنِ اتفاق ها.. یی است که باید
در آغوشِ من رخ دهند..
.
.
ابتدایش را
که به روی هم نیاوردیم..
بیا و لب های رفتنم را گاز بگیر.. و
با کلاسیک ترین زنانگیِ دنیا
تنها دلم را ببر که
نازت را بکشم به رخِ رفتن تا
انتهایش را هم..
می دانی.. انتهایش را هم می شود
باور کن می شود به روی هم نیاوریم.. اگر
سایه شوی روی سر بی کسی هایم....
دیدگاه ها (۱)

°°°°°ابتدایش را که به روی هم نیاوردیمبیا انتهایش را هم....بب...

‌ ابتدایش را که به روی هم نیاوردیمبیا انتهایش را هم....ببین....

به خود می‌لرزمشبیه غروبِ یک روزِ سرددر یخ‌بندانِ فصلِ زمهریر...

مهرداد جمشیدی شاعر کرمانشاهی

اومدم خدافظی کنم...💔😭

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

بمون ...پای هر چیزی که درسته حتی اگه یه تنه موندی ..

#تکست_عاشقانه

#تکست_عاشقانه

خداوکیلی من نمی دونم داستان چیه !!!طرف هییییچ عبرت نگرفته !!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط