پارت 2
پارت 2
کمکش کردم برگه هاش رو جمع کنه و سریع دوئیدم سمت کلاس وقتی رسیدم دم در کلاس معلم داشت حضور غیاب میکرد و تا منو دید گفت ;
تهیونگ؟
-- نه من تهیونگ نیستم اسمم لیو ئه
اوه ببخشید
که بعد تهیونگ اومد
گفت ; تهیونگ منم
-- و بعد ماسک و کلاهش رو برداشت
-- وای خدای من اون همون کسی بود که 3 سال پیش باهاش رابطمو به خاطر خانوادم بهم زدم
معلم ; ردیف اخر خالیه میتونید اونجا بشینید
-- سریع رفتم نشستم و هی با خودم میگفتم خداکنه منو نشناسه حتما توی این 3 سال منو فراموش کرده اما اون من رو توی نگاه اول شناخته بود
کمکش کردم برگه هاش رو جمع کنه و سریع دوئیدم سمت کلاس وقتی رسیدم دم در کلاس معلم داشت حضور غیاب میکرد و تا منو دید گفت ;
تهیونگ؟
-- نه من تهیونگ نیستم اسمم لیو ئه
اوه ببخشید
که بعد تهیونگ اومد
گفت ; تهیونگ منم
-- و بعد ماسک و کلاهش رو برداشت
-- وای خدای من اون همون کسی بود که 3 سال پیش باهاش رابطمو به خاطر خانوادم بهم زدم
معلم ; ردیف اخر خالیه میتونید اونجا بشینید
-- سریع رفتم نشستم و هی با خودم میگفتم خداکنه منو نشناسه حتما توی این 3 سال منو فراموش کرده اما اون من رو توی نگاه اول شناخته بود
- ۹۶
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط