ای دیدنت آسایش و خندیدنت آفت

ای دیدنت آسایش و خندیدنت آفت
گوی از همه خوبان بربودی به لطافت

ای صورت دیبای خطایی به نکویی
وی قطره باران بهاری به نظافت

هر ملک وجودی که به شوخی بگرفتی
سلطان خیالت بنشاندی به خلافت

ای سرو خرامان گذری از در رحمت
وی ماه درافشان نظری از ره رافت

گویند برو تا برود صحبتت از دل
ترسم هوسم بیش کند بعد مسافت

ای عقل نگفتم که تو در عشق نگنجی
در دولت خاقان نتوان کرد خلافت

با قد تو زیبا نبود سرو به نسبت
با روی تو نیکو نبود مه به اضافت

آن را که دلارام دهد وعده کشتن
باید که ز مرگش نبود هیچ مخافت

صد سفره دشمن بنهد طالب مقصود
باشد که یکی دوست بیاید به ضیافت

شمشیر ظرافت بود از دست عزیزان
درویش نباید که برنجد به ظرافت

سعدی چو گرفتار شدی تن به قضا ده
دریا در و مرجان بود و هول و مخافت


سعدی
دیدگاه ها (۸)

‌ای دیدنت آسایش و خندیدنت آفتگوی از همه خوبان بربودی به لطاف...

دیوان سعدی غزل ۱۳۶

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱. خدا...

عراقچی تو یکی گوه خور یمن نباش♨️عراقچی: آماده کمک به شروع گف...

♨️دبیر شورای عالی امنیت ملی: 🔹آمریکا با برخی از هفت شرط ایرا...

مدالی به رنگ خون برای قاتلان میناب

📸 خشم برزیلی‌ها از دخالت آمریکا🔹 برزیلی‌ها از دخالت آمریکا د...

🔻 اسامی ۳۵ نماینده انقلابی مجلس که خواستار استیضاح عراقچی شد...

♦️ادعای عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در مورد تذکر رهبر انقلاب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط