گلویی تازه کن بانو غزل دارم .

گلویی تازه کن بانو غزل دارم .
ز شیرینی لبهایت عسل دارم .

بیا بردار ساغر را و پیکی زن .
به لبهایم " عَجِل خیرالعمل " دارم.

تو لیلی وار می رقصی و من مجنون .
ز دیوانم دو صد ضرب المثل دارم .

تو می آیی به سوی قبله گاهی که.
برای چشم هایت از ازل دارم .

هوا سردست، گرمم کن به آغوشت .
نشانی از دلم در آن بغل دارم .

بیاور بوسه ای شیرین و مستم کن .
منی را که به آن لبها، جدل دارم.
دیدگاه ها (۱۶)

شعر گفتن بعدِبغض و گریه میچسبد ولی. حالمان را عطر ِ یارِ ر...

آن لب تب‌دار را یک بار بوسیدن شفاست.وای از این دارو که از بی...

ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمتبر سینه می فشارمت، اما ندارمت....

من گرفتار تو بودم تو گرفتار خودت.من شدم یار تو اما تو شدی یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط