قراراستتوبهملاقاتمنبیایی

#قرار_است_تو_به_ملاقات_من_بیایی
#و_اگر_این_راست_باشد
باید چین های صورت معصومم را اُتو
دشت پژمرده و غمگین  آهوان چشمانم  را رفو
و گیسوان برفی ام را با سرعت نور زیر گرم ترین ظهر تابستان بلوچستان شرابی کنم

#قرار_است_تو_به_ملاقات_من_بیایی
#و_اگر_این_راست_باشد
باید  باطری نو برای سَمعکم بگذارم
و یک عصای نامریی از جنس گُلِ حسرت در دست بگیرم

#قرار_است_تو_به_ملاقات_من_بیایی
#و_اگر_این_راست_باشد
باید به جبران کافه های نرفته
گیلاسهای بهم نخورده
بوسه های کال بر زمین افتاده
تو را حتی برای  یک نفس از باقیمانده عمرم  صد زلیخا دیوانه شوم

#قرار_است_تو_به_ملاقات_من_بیایی
#و_اگر_این_راست_باشد
باید پیراهن سپیدم را که با خشم در دریا انداختم
از عروس ماهی ها پس بگیرم

🌸 گ
دیدگاه ها (۱۲۸)

یادمه بچه که بودم مادرمو گم کردم .وسط شلوغیا و خرید شب عید ب...

دوست داشتن قشنگه ،یه لذت عجیب ، یه حس خوب !!اینکه بدونی یه ک...

..:هنوزم دوست داشتمت؛همون وقتی که از شدت دلتنگی سَرَم و میکو...

پیامش روی صفحه ی گوشی بالا اومد"جلوی در دانشگاه منتظرتم...تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط