اسم: رقص در لبه ی پرتگاه
اسم: رقص در لبه ی پرتگاه
پارت دوم
تنش میان آن ها از مدتی قبل بالا گرفته بود. جونگ کوک نمی توانست تحمل کند که ا. ت هرروز با سرعت مرگبار، جان خودش را به خطر بیندازد. او می خواست ا. ت را در امن ترین قلعه های خودش زندانی کند، اما ا. ت، روح آزاد و وحشی، هرگز اجازه نمی داد کسی، حتی قدرتمندترین مرد جهان، راهش را ببندد. آن شب، باران شدیدی می بارید. ا. ت تازه از یک مسابقه رالی سنگین بازگشته بود؛ لباس مسابقه اش پاره شده و روی گونه اش جای خراش کوچکی از یک حادثه در پیست بود. وقتی وارد سالن بزرگ عمارت شد، جونگ کوک را دید که با چهره ای سنگی و چشمانی سرخ از خشم، منتظر او ایستاده بود.
«کجا بودی؟» صدای جونگ کوک مثل رعد در سالن پیچید.
ا. ت با بیخیالی قدم برداشت و گفت:«در جایی که تو نمی تونی بهش برسی، برادر»
جونگ کوک در یک چشم بهم زدن فاصله را کم کرد و دست ا. ت را روی بازویش گرفت.«داری با مرگ بازی می کنی! اون تصادف توی پیچ چهارم رو دیدم! اگه یه لحظه دیرتر می رسیدی، من... من...» صدایش از شدت بغض و خشم لرزید.
ا. ت با فریاد از دست او جدا شد.«تو چی؟ می خواستی با ادم کش هایت به پیست بیایی و من را از مسابقه حذف کنی؟ تو یک دیکتاتوری، جونگ کوک! تو همیشه می خوای همه چیز رو کنترل کنی، حتی من رو»
پارت سوم هم هستتتت😂
پارت دوم
تنش میان آن ها از مدتی قبل بالا گرفته بود. جونگ کوک نمی توانست تحمل کند که ا. ت هرروز با سرعت مرگبار، جان خودش را به خطر بیندازد. او می خواست ا. ت را در امن ترین قلعه های خودش زندانی کند، اما ا. ت، روح آزاد و وحشی، هرگز اجازه نمی داد کسی، حتی قدرتمندترین مرد جهان، راهش را ببندد. آن شب، باران شدیدی می بارید. ا. ت تازه از یک مسابقه رالی سنگین بازگشته بود؛ لباس مسابقه اش پاره شده و روی گونه اش جای خراش کوچکی از یک حادثه در پیست بود. وقتی وارد سالن بزرگ عمارت شد، جونگ کوک را دید که با چهره ای سنگی و چشمانی سرخ از خشم، منتظر او ایستاده بود.
«کجا بودی؟» صدای جونگ کوک مثل رعد در سالن پیچید.
ا. ت با بیخیالی قدم برداشت و گفت:«در جایی که تو نمی تونی بهش برسی، برادر»
جونگ کوک در یک چشم بهم زدن فاصله را کم کرد و دست ا. ت را روی بازویش گرفت.«داری با مرگ بازی می کنی! اون تصادف توی پیچ چهارم رو دیدم! اگه یه لحظه دیرتر می رسیدی، من... من...» صدایش از شدت بغض و خشم لرزید.
ا. ت با فریاد از دست او جدا شد.«تو چی؟ می خواستی با ادم کش هایت به پیست بیایی و من را از مسابقه حذف کنی؟ تو یک دیکتاتوری، جونگ کوک! تو همیشه می خوای همه چیز رو کنترل کنی، حتی من رو»
پارت سوم هم هستتتت😂
- ۸۰۷
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط