نیمه از شب رد شده دل بیقراری میکند

نیمه از شب رد شده دل بیقراری میکند
چشم من در خواب ناز بازم خماری میکند

هرچه میگویم بخواب بازم حریفش نیستم
چشمها را بسته ام بازم نگاهم میکند


چشم دل را کی توان بست و ندیدن یار را
هرچه میگویم بدل بازم تمرد میکند

چشم و دل باهم گلاویزندو نا فرمان شدند
خواب از چشمم گرفته بیقراری میکند

دل که عاقل نیست تا فرمان برد از قلب من
او کمی دیوانه است کار خودش را میکند

هر نهیبی میزنم بردل نمی ترسد ز من
چشمهایش با دلم نا مهربانی میکند...
دیدگاه ها (۲)

سلام دوستان عزیزم ظهربخیر.عزیزان یه زحمتی دارم براتون این اب...

راز این داغ که افتاد به پیشانی منبوسه ی توست نه از سجده ی طو...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

مست میخانه نبودم تو خرابم کردییار پیمانه نبودم تو شرابم کردی...

نیمه از شب رد شده دل بیقراری میکندچشم من در خواب ناز بازم خم...

نیمه از شب رد شده دل بیقراری میکندچشم من در خواب ناز بازم ...

نیمه از شب رد شده دل بیقراری میکندچشم من در خواب ناز بازم خم...

نیمه از شب رد شده دل بیقراری میکندچشم من در خواب ناز بازم خم...

نیمه از شب رد شده دل بیقراری میکندچشم من در خواب ناز بازم خم...

نیمه از شب رد شده دل بیقراری میکندچشم من در خواب ناز بازم ...

نیمه از شب رد شده دل بیقراری میکندچشم من در خواب ناز بازم ...

نیمه از شب رد شده دل بیقراری میکندچشم من در خواب ناز بازم خم...

نیمه از شب رد شده دل بیقراری میکندچشم من در خواب ناز بازم خم...

شعر زیبای آرش کمانگیر برف می بارد؛برف می بارد به روی خارو خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط