گفتم اے جان شدم از نرگس مست تو خراب

گفتم اے جان شدم از نرگس مست تو خراب
گفت در شهر ڪسے نیست ز دستم هشیار


گر ڪشم زار و اگر زنده ڪنم من دانم
در ره عشق تو را با من و با خویش چه ڪار
دیدگاه ها (۰)

از توضیح دادن خودم دست برداشتم وقتی که فهمیدم آدما فقط ...

گاهی نیاز نیست تو کاری انجام بدی خدا انتقامت رو بی صدا میگیر...

ڪاش‌بودی‌تادلـم‌تنھانبودتااسیرغصه‌ی‌فردانبودڪاش‌بودی‌تابرای‌...

دليل گريه و اين بغض بى بهانه منمآهاى موى پريشان بيا كه شانه ...

#شعر_معاصر ✨محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفتمست گفت: ای ...

🌱🍒شهر بر من تنگ شد، آهنگ صحرا می‌کنم  روی صحرا را ز اشک خویش...

عارفان مردند و تو عارف شدی! | عرفان این قدر کشکی بوده!!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط