به درمیکده رفتم وگفتم ساقی
به درمیکده رفتم وگفتم ساقی
باده بده نوش کنم
غم این زندگی تلخ
فراموش کنم
ساقی میکده گفت
که جوان،باده مخور میسوزی
گفتمش ساقیا
ما باده نخورده سوختیم
✶
باده بده نوش کنم
غم این زندگی تلخ
فراموش کنم
ساقی میکده گفت
که جوان،باده مخور میسوزی
گفتمش ساقیا
ما باده نخورده سوختیم
✶
- ۶.۰k
- ۲۵ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط