NH

NH
دوستم داری...می دانم، باز...
دوست دارم که بپرسم گاهی
دوست دارم که بپرسم امروز
مثل دیروز مرا می خواهی
مهربانیست و یا بی مهریست؟
تنگ بی آب برای ماهی؟
فرصتی تا بسراییم از هم
بس کن از فلسفه های واهی
عشق عشق است چه بر لوحی زر
بنویسند چه برگ کاهی
پرسش از عقل چه جایی دارد ؟
تا جنون می دهدت آگاهی؟
غیر از آن کوچه که دیوارش نیست
خانه ی دوست ندارد راهی
دیدگاه ها (۵)

دوستم داری...می دانم، باز...دوست دارم که بپرسم گاهیدوست دارم...

دوستم داری...می دانم، باز...دوست دارم که بپرسم گاهیدوست دارم...

.دوستم داریمی دانمباز-دوست دارم که بپرسم گاهی.دوست دارم که ب...

دوستم داری - میدانم - بازدوست دارم که بپرسم گاهیدوست دارم که...

‌‌من از میان ریشه‌های گیاهان گوشتخوار می‌آیم و مغز من هنوز ل...

#یک_پنجره_برای_دیدنیک پنجره برای شنیدنیک پنجره که مثل حلقهٔ ...

26 – ما مردها فقط خواهان رابطه جنسی نیستیم بلکه خواهان عشق ه...

دوست منمن نمی دانم چگونه کمکت کنمنمیدانم چگونه دردت را کم کن...

رمان گناهکار قسمت اولز این دل را کسی صاحب نیستاگر باشد پس کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط