زیر نور ماه نشستیم

زیر نور ماه نشستیم
از دستانت بوسیدم تو را
برخاستیم از زمین
از لبانت بوسیدم تو را
ایستادی در چارچوب درب
از نفس هایت بوسیدم تو را
کودکانی بودند در حیاط
از کودک ات بوسیدم تو را
به خانه ام بردم به تخت خوابم
از ظرافت پاهایت بوسیدم تو را
در خانه دیگری اتفاقی دیدم‌ات
از مغز استخوانت بوسیدم تو را
آخر سر تو را به خیابان ها بردم
از آفتاب وجودت بوسیدم تو را
دیدگاه ها (۱)

زیر نور ماه نشستیماز دستانت بوسیدم تو رابرخاستیم از زمیناز ل...

جمال ثریا

My wild mafia ادامه پارت 15و16

مافیای من

لبانت     به ظرافتِ شعرشهوانی‌ترینِ بوسه‌ها را به شرمی چنان ...

لبانت به ظرافت شعرشهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل م...

لبانتبه ظرافت شعرشهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می...

فیک عوضی قلدر (p22)

"آیدا در آینه"لبانت به ظرافت شعرشهوانی ترین بوسه ها را به شر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط