P

P¹⁴

صبح بود و همه رفته بودیم سر صحنه ... همه درحال کار های خودمون بودیم لباس ها. رو تن اعضا کرده بودیم و کارهاشون تموم شده بود ... چنتا صحنه گرفته شده بود و دیگه داشت کارمون تموم می‌شد.... قبل از شروع به اعضا نکات رو گفته بودم که نباید به لباسشون آب بخورده وگرنه خراب میشه... دیگه صحنه آخر بود که دیدم از بالایی سر کیتی کی سطل آب لجن داره می ریزه... همه جیغ کشیدن که جونکوک کتش رو در آورد و روی سر کیتی انداخت و خودش با آب لجن یکی شد

ویو کیتی

بعد از کار توی اتوبوس نشسته بودیم وارد شدم و بغل جونکوک نشستم....

کیتی: من ... معذرت میخواهم

جونکوک: مگه چیکار کردی.... خودم خواستم... بلاخره من مردم تو زن

کیتی: منظورت چیه؟؟

جونکوک: هیچی ... مغزت رو درگیر نکن

سرش رو به سمت پنجره برگردوند... منم چون جایی دیگه نبود بغلش نشستم

# یک ماه بعد #

ویو تینا

توی این یک ماه ...تموم شد و موزیک ویدیو به پایان رسید .....( می‌خوام این رومان رو تموم کنم و جدید شروع کنم بس این رمان پارت آخرش هست)
ما به اعضا نرسیدیم...و به ایران بازگشتیم


پایان
دیدگاه ها (۰)

رمان ( سایه سرخ)این رمان مافیایی هست و در مورد چند دختر مافی...

شخصیت ها :کاترینا ملوریین دختری خوشگل و جذابکاترین زندگی سخت...

P²⁶گوشی تهیونگ زنگ خود بومگیو بود گفت جاشون رو پیدا کرده با ...

P²⁵″ سه ماه بعد ″داشتم توی اتاق دخترم می‌گشتم و همه چیز رو چ...

starry night 🌌part 18# اگر که بخوره؟( پوزخند) و دستشو به سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط