هـر وقتـ حـاجے ازمنطقہ به منزل مے آمـد،

هـر وقتـ حـاجے ازمنطقہ به منزل مے آمـد،
بعـد از اینکـه بـامـن احوالپرسے میکرد،
با همان لباس خاکے بسیجے به نماز می ایستاد.
یک روز به قصد شوخے گفتم:
تو مگر چقدر پیش ما هستی که به محض آمدن،نماز میخوانی؟
نگاهے کرد و گفت:
هروقت تو را میبینم،
احساس میکنم باید دو رکعت نماز شکر بخوانم.
#شهدا_گاهے_نگاهے
#همسر_شهید_محمد_ابراهیم_همت
دیدگاه ها (۳)

In the Embrace of DarknessPART 2صبح روز بعد...جونگ‌کوک جلوی ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁸. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.(فلش‌بک __پنج سال...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

دروغ شیرین:) پارت ۱5.

پنج پارتی✨{استاد جدید}پارت اولصبح دوشنبه بود.ات با عجله وارد...

فیک : بین راندها

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏باران از صبح شروع شده بود و ان...

Ten

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط