گوش کن حرف دلم را عسلم، شیرینم

گوش کن حرف دلم را عسلم، شیرینم
مثل یک کاسه ی زهرم چه کنم؟ من اینم

و هنوزم که هنوز است پر از دردم من
و فقط از خودم از دست خودم غمگینم

حرف های دل من قوطی کبریتند و
آتشم می زند از بس که خودم بنزینم

شعرها پر شده از " عشق و عزیز " الکی
آخر هر غزل " ای عشق بیا بالینم" ...

خود من هم دو سه بار از لب و گیسو گفتم
چه بدم آمده از شعر بد و ننگینم

حالت زشت و کریه و بدی آدم دارد
فقط از عاشقی و ... آه! عجب بدبینم

وارث رودکی و سعدی و خیامم من
عاشق شعر فروغ و غزل پروینم

همه ی همت من شاعری اما افسوس
همه ی قافیه ها را الکی می چینم

چون اگر حرف دلم را بزنم متهمم
چند باری به خودم گفته شده بی دینم

شاعر آرام بماند چه کسی حرف زند؟
شاعرم نقد و نظر رسم من و آئینم

و چرا شعرِ " سه تا نقطه " سرودن جرمست؟
ولی از عشق خدا لاف زنم تأمینم

غزلی خواندم و حافظ چقدر زیبا گفت
" گر دهد دست که دامن ز جهان درچینم "

بهروز علیزاده
دیدگاه ها (۱)

داشتم برگه های دانشجوهامو صحیح میکردم....یکی از برگه های خال...

o_O

لبخند تو یک آلت قتاله ی محض استکافیست که بر گونه ی تو چال بی...

دلم گرفته.بازم بغض و بازم آه/بازم گریه بی جانصفه شبی تو این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط