بهترین دوستی ها

بهترین دوستی ها
پارت ۷

رفتن سینما
لیسا : واییی این دختره وقتی ایموگی میاد تو روحش خیلی خفن میشه
جنی: راست میگه
ته:گنگش بالاست
لیسا : عمم من دست شویی دارم
جیسو: خوب برو
لیسا : باشه من رفتم
ویو لیسا
رفتم دست شویی کار های لازم رو کردم و اومدم دست بشورم که یه مرد سیاه پوش دیدن که هیکلش آشنا میو مد اومد سمتم گفت
طرف : لالیسا مانوان
لیسا: بله شما
طرف یه دست مال میزنه جلو دهن لیسا و اونو میبره
کوک: بچه ها لیسا دیر نکرده فیلم تموم شد
روزی: راست میگه
کوک: من میرم دنبالش
جنی : منم میام
کوک: نه نمیخواد خودم میرم
جنی: باش

کوک رفت سراغ لیسا و دید لیسا اونجا نیست فقط کیفش و یه نامه که رو زمینه نامه رو ورداشت
(تو نامه)
(سلام هر کودوم از دوستای لیسا هستی من لیسا رو بردم مخفی گاهم اگه تا فردا شب ۵۰ میلیون پول برام آوردید آوردید اگه نیوردید یه کاری بهش میکنم تا یه هفته نتونه راه بره
اینم شمارم اگه پول جور کردی بهم زنگ بزن ............. )
کوک نفس نفس زنان از دست شویی اومد بیرون و رفت سالن سینما
کوک: بچه ها بیاید ( عربده)
رفتن و با قیافه ی استرس آور و ترسناک کوک مواجه شدن
جنی: لیسا لیسا کووو
کوک: بیاید نامه رو بخونید
ته: بدبخت شدیم
نامی: ۵۰ میلیون پول از کجامون بیاریم
جیسو: واییی لیسا لیسااااااااااااااا
جنی در حال گریه کردن
روزی: چه غلتی کنیم الان
کوک: نمیدونم
جیهوپ : من پول دارم
جنی : چی واقعا چقدر
جیهوپ : ۱۰۰ میلیون
ته: پس خوبه فقط چطور ببریم براش
کوک: شمارش نوشته
.......
خوب اینم این چطور شد ❤️❤️
بوس بوس بایییی❤️❤️👋
دیدگاه ها (۵)

از آینده

از آینده پارت ۱۱صبح ویو نامیبیدار شدم دیدم جین طوری کیوت تو ...

مافیای من پارت ۲۷ فلش بک به ساعت ۴ جیهوپ : وایییی یک ساعت دی...

تولدت مبارک فرشته بی بال ❤️❤️🎉🎉🥺🥺

پارت ۷ ویو کوک با تعجب به حرفاش گوش میکردم ولی راست میگفت ما...

در چنگ عشق

پارت بیست و هفتم در آغوش زندان (قلبی که می‌ترسه دوباره بتپه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط