سیاره ات پا گذاشتم

سیاره ات پا گذاشتم
دیدمت شگفتیم
ناپایداری و نابسمانی جسم و روح
شنیدمت
بودم مرد خام قصه ها
تو کسی هستی که میخواند مرا مرد پیکار
فتح کردم قلعه ها و قله ها
تنها تو را میخواستم در این فضای مشبک
یک همزاد در دژاوو
نه زمان و نه شخص حتی زهری اثر نداشت بر من
تا تو تیرهایت را از دهانت پرتاب کردی
به یکباره اهن به خاک شد، فروریختم...
تنها از من در صندوقچه سینه ات قلبم جا مانده
رد خونم را بشوررررررر
#اشک_اهنگ
دیدگاه ها (۳)

سنگی نخواهی بود بر روی برکه ام با چند موج آن را به تلاطم بیا...

کرونا

تو به دنبال زمان من جویای یک مکان در تقلای بی امان سوی یک دگ...

منتخبیادمه که در حال مسابقه شنا بودم که بین میلیون ها عین خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط