درد من از تنهايي بود ....

درد من از تنهايي بود ....

اما تو به اصرار شريک اين غمم شدي ....

خود خواستي همراه باشي ....

اما تو به مانند گرگ درنده اي بودي ....

که طعمه اش را به بازي گرفته است ....

در هر بازي زخم زيبايي به او ميزند ....

تا آرام آرام از پا بي افتد .....

بيا و تماشا کن ....

شکارچي زبر دستي هستي .....

صيدت ديگر رمقي به تن ندارد ....

زخم آخر را بزن ... تا دگر زجر نکشد ....


***** ******


تقديم دل شکسته دوست .....


N....B
دیدگاه ها (۱۳)

درد من از تنهايي بود ....اما تو به اصرار شريک اين غمم شدي .....

ای گربه، ترا چه شد که ناگاه رفتی و نیامدی دگر بار بس روز گذش...

ای گربهای گربه، ترا چه شد که ناگاه رفتی و نیامدی دگر باربس ر...

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیستبه یاد اوردنت هر روز "...

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیستبه یاد اوردنت هر روز "...

نویسنده آوین | 그녀는 내 거야پارت¹⁴ | مرز لرزان اعتمادبعد از اینکه...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن ) پارت ۱۳ : شیطان رقصنده ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط