من...

من...
کسیم که جلودیگران میخندم اما هیشکی از درونم خبرنداره حتی عشقم..گاهی اوقات فکرمیکنم چقدتنهام بااینکه اطرافم پره آدمه...گاهی اوقات اون قدربدمیشم که هیشکی نمیفهمه چمه... گاهی اوقات...گاهی اوقات خیلی حرفا خیلی چیزا باعث میشه قلبم بشکنه اماقلب شکستموپنهان میکنم تاکسی نبینش...گاهی اوقات انقداشک میریزم تاخالی شم...اما هیشکی از این گاهی اوقات ها خبرنداره......
دیدگاه ها (۴)

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

یوسف و زلیخا اگر تو این زمونه بودن🤣🤣

ایشون کوچیک ترین بچه مدرسه ای هس

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

🌱🍃 پیوسته دل به #صبحِ رخ تو چو ابرویت در بند طرّهٔ سر زلفِ...

آقای قالیباف حیف سردار که رفیقت بود کاشکی مثل سردار بودی ولی...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط