زندگی من...

زندگی من...

یعنی شیب خط گردنت، وقتی به پهنای شانه ات می رسد،

یعنی رگ برجسته دستهایت، وقتی آنها را در هوا تکان می دهی،

یعنی مهربانی شباهنگام و خواب آلودت، وقتی که می پرسی: "سردت نیست؟"،

یعنی رگه های قرمز چشمانت، وقتی خستگی در چشمانت موج می زند،

یعنی موهای خیس روی پیشانی ات که به عطسه می اندازدت.



زندگی من

یعنی تو،

یعنی همین دلتنگی نفسگیر، وقتی این شعر را برایت می گفتم.

(عادل دانتیسم-عزیر روزهای من-صفحات 86 و 87)
دیدگاه ها (۱)

مرا جا گذاشته ای،رفته ای.روبرویم دریاست، پشت سرم مردابو آسما...

✂ ️ خداحافظ گاری کوپرنویسنده🖊 رومن گاریمترجم:سروش حبیبی بارا...

می دانمدر نهایت من و تنهاییباهم خواهیم مانداو سیگارش خاموش خ...

دل را قرار نیست مگر در کنار تو حسین_منزوی*

دوپارتی چانگبین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط