اشی او ما م بود و

ڪاشڪی او ماڸ مڹ بود و
منم ماڸ دلش…

ڪاشڪی دریای عشقم میشد و
مڹ ساحلش…

ڪاشڪی هرگز جدایی
سرنوشت ما نبود…

ڪاشڪی ایڹ عشقمو حسرت
نمی شد حاصلش…

ڪاشڪی…
دیدگاه ها (۱)

چشم وا کردم و دیدمڪ خدایم" تــو " شدیدفتر پر غزل خاطره هایم"...

‌ ‌ تا نگاهت میکنم حالم پریشان میشوددست وپایم همچو شاخ بید ل...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴ ات ناراحت  : منظورت اون...

criminal case part3🕖 📔🎞️🖋️از زبان نویسندهتو این سه سال جونگ ...

پارت سی و یکمدر آغوش زندان ویو کوکیخورده از ته ناراحت شدمواق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط