آمدم، با غرور می مانم

آمدم، با غرور می مانم
با همین چشم کور می مانم

غم دلیلی برای رفتن نیست
تو بخواهی صبور می مانم

مرده بودم که آمدی، حالا
زنده در زیر گور می مانم

زیر آوار سنگی این کوه
شده حتی به زور می مانم

پا به پایت سکوت خواهم کرد
سایه ام، پشت نور می مانم

چون تو خورشید داغی و من یخ
همچنان از تو دور می مانم
دیدگاه ها (۱)

وقتی به هیچ وجه دلش با تو جور نیستکم دست و پا بزن که رسیدن ب...

اسم: عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۱۲از زبان راویجنگل کم‌کم ...

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

مرد بی رحم

### 👁️ پارت سوم: تالار سایه‌هاماشین رو خاموش کردم. سکوتِ سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط