Part

Part ⁵⁶
آسیه: عشقم فردا تولد یاسمینه،بریم؟
دوروک: باشه عشقم هرچی تو بگی
آسیه: دوروک نری مثل چند روز پیش لباس انتخاب کنی وگرنه منم
دوروک: باشه عشقم باشه ،پس حسودی می‌کنی؟(با خنده میگه)
آسیه: دوروککک
دوروک:بگو دیگه ؟
آسیه: باشه حسودی کردم خوبه؟
دوروک:تو به هیچکس حسودی نکن عشقم ، من فقط تورو دوست دارم هیچکس نمیتونه جاتو بگیره برام
آسیه دوروک رو میبوسه و دوروک تعجب می‌کنه
دوروک:که اینطور آسیه خانم
آسیه:من میرم بخوابم
دوروک: کجا آسیه خانم؟
دست آسیه رو
آسیه:دوروککک
آسیه سرشو برمیگردونه سمت دوروک ، دوروک به لبای آسیه خیره میشه و آسیه رو میبوسه دوروک آسیه رو بلند میکنه و میبره سمت اتاق
فردا شب تولد یاسمین
آسیه: نمیدونم چرا ولی احساس میکنم این دختره به دوروک یجوری نگاه می‌کنه
ایبیکه:منم احساس میکنم اون دختره که کنارشه هم داره یجوری به برک نگاه می‌کنه فک کنم بخوان برن مخ بزنن
سوسن: درسته چشم ازشون برندارید آفرین
ایبیکه:سوسی جون اون دختره هم چشش از اول فقط به عمره میخوای تو هم به جمع ما بپیوندی؟
سوسن:کدوم دختره ؟ببینم بره سمت عمر موهاشو میکنم کچلش میکنم
الیف: بنظرم یکم آروم باش سوسی جون
دخترا داشتن حرف میزدن که دو تا دختر میرن سمت دوروک و برک
ایبیکه: آسیه حدسمون درست بود ، بلند شو ،بلند شو
آسیه:اومدم
دختره: سلام
برک میخواست حرف بزنه که ایبیکه میاد
ایبیکه:سلام
دختره: ببخشید ولی من با ایشون بودم نه شما
ایبیکه: ببخشید ولی شاید ایشون نخواد جوابتون رو بده
دختره:ولی من اینطور فکر نمی کنم بعدشم شما کی باشید که بپری وسط حرف ما
ایبیکه:برک توضیح میدی یا بگم ؟
برک ایبیکه رو میکشونه سمت خودش و میبوستش اولجان چشاشو میبنده
ایبیکه از کار برک جلوی دختره خوشش میاد
ایببکه: فهمیدی یا بیشتر توضیح بده؟
دختره سریع از اونجا میره
دیدگاه ها (۰)

Part ⁵⁷تا اون یکی دختره می‌ره سمت دوروک آسیه سریع می‌ره پیش ...

Part ⁵⁸یاسمین میخواست شمع رو فوت کنه که احمد سوزان رو میبینه...

Part ⁵⁵کلاسسارپ دستشو گذاشت روی دست الیف اولجان دیداولجان:وا...

Part ⁵⁴بعدش جمیله رو برمیداره می‌بره سمت اتاق و میندازه روی ...

p44پرش به بیرون دادگاهکوک:ات ات:بلهکوک:حداقل میزاشتی طلاق بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط