عم عم میخوامممم ی سناریو بنویسم راجب این دو تا

عم عم میخوامممم ی سناریو بنویسم راجب این دو تا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خوب اسم اون دختر مو سیاهه هست رونیکا و اسم دختر مو بنفشه ناتسومی هست اونا خواهرن مو بنوشه 7سالشه و مو سیاهه5سالشه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خوب رونیکا و ناتسومی یتیمن و الف هستن و انسان ها با الف ها دشمن هستن ی روز اونا به سرپرستی قبول میشن اونا سال ها گوشاشونو قایم میکنن تا کسی نفهمه6سال کسی نمیفهمه اونا الفن تا این که ی روز مادره برای اولین بار موهای رونیکا رو شونه میکنه همیشه رونیکا موهاشو خودش شونه میکنه مادره میفهمه که اونا الفن ولی به روی خودش نمیاره و نقشه ی قتل با شهرش میکشه ناتسومی شب یواشکی به حرفاشون گوش میده و نمیزاره رونیکا بفهمه فردا شب میشه ناتسونی رونیکا که خوابه رو بلند میکنه و سیع میکنه فرار کنه مادره از طبقه ی پایین: رونیکا ناتسومی امروز روز مرگه رونیکا از خواب پا میشه: ا..... اینجا چه خبره؟ ناتسومی هیچی نمیگه و میره یواشکی پایین و مادره از پشت به ناتسومی چاقو میزنه و ناتسومی با صدای گرفته و آروم به رونیکا میگه: هرچی زود تر فرار کن تا نکشتنت و میمیره1سال میگزره و رونیکا بزرگ تر میشه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
واسه قسمت بعد 5تا لایک اگه بیشتر شد قسمت بعد رو طولانی تر از این میکنم
دیدگاه ها (۱)

آغا این منطقی نیستتتتتتتتتتتتتت(در حال فشار خوردن)

حرفی ندارم😊💖

من دارم زوق مرگ میشممممممممم کیکنبکژقمکیه ژلی ترسکهن دلی گخل...

بیوگرافی از آدرین

اسلاید دوم رو هومیکا در نظر بگیرید (اوسی خودمه) ولی خب دیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط