pt 14

pt 14

سرنوشت★


ویو یونا*
+وایی اخیشششش اومدم خونه خودم
وایسا به مامان‌یه زنگ بزنم

مامان ل ی= سلان دخترم چطوری چه عجب به من زنگ زدی خونه خودتی؟ غذا خوردی؟ گشنه که نخوابیدی؟

+مامان جان خوبم خوبم تو چطوری بزار یه دقیقه حرف بزنم

مامان ل ی= دختر قشنگم ببخشید به دقیقه پشت گوشی بمون بابات کارم داره

+هوفف باشهه تو عجله نکن من هستم ببین چیکارت داره

بعد ۵ دقیقه...

مامان ل ی= من برگشتم

+مامان درسته گفتم عجله نکن ولی در ابن حد که دیگه نه

مامان ل ی=باشه حالا انقد غر نزن شب بیا مهمون داریم زشته تو نباشی حرف بد میزنن

+نه اصلا حوصله مهمونی ندارمممم کین حالا؟
مامان ل ی=نه نداریم باید ساعت ۶ و نیم خونه باشی یه لباس خوشگل مجلسی بپوش
+باشه میگم کین؟
بوق بوق بوق
+از دست تو مامان هوفففففففف نمیخوام با پدر روبه رو بشم درسته با اینکه یکم در حقم بدی کرد ولی لطفی که به حقم کرد و منو جای دخترش گذاشت برام با ارزشه باید برم که ضایع نشن

+وایی ساعت ۳ و نیمه دقیقا ۳ ساعت دیگه باید خونه باشمممممممممممممم


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

P18انیا:نه بابا هوا گرمه فقط🍅دامیان:خوب ما الان نامزدیم دیگه...

نقطه شروع کنسرت p,14(ویو هنا)+: خیلی خب باشه ولی نباید یکم ز...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

P7 .PRISON MAFIA.

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

#برادر ناتنی من

پارت هشتم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکو(زنگ اخر) ب...

بارون اول

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط