بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت صد بیست شیش🍷🗡


ولی خیلی زود به خودش اومد
گفت
+جانم خانومم

لبخند کجی روی لبم نشست

اینجوری توی مشتم میگیرمتا کوروش جان

_نمیای خونه؟

خندید
+ دلتنگمی ؟ یا نقشه ای داری که اینطوری ادا در میاری

عصبی شدم

سه ساعت داشتم براش ناز و عشوه می‌اومدم و آخرش می‌گفت ادا در میاری؟

با لحن عصبی گفتم
+ادا رو ننت در میاره

بعد گوشی رو محکم کوبیدم روی تلفن

بعد چند ثانیه فهمیدم کار اشتباهی کردم
اون که چیزی نگفت

شاید داشت شوخی میکرد

پوفی کشیدم

به ساعتم نگاه کردم
باید خودمو خوشگل میکردم براش

باید آماده میشدم

زیر لب زمزمه کرد
+یه کاری میکنم جوری عاشقم بشی که بهت گفتم بمیر بمیری برام
دیدگاه ها (۵)

بازی درخون 🍷🗡پارت صد بیست هفت🍷🗡سریع خودم و انداختم تو حموم ب...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد بیست هشت🍷🗡این دفعه من بودم که باز می‌خن...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد بیست پنج🍷🗡لب زد +خانوم گفتم روشن نکنم ش...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد بیست چهار🍷🗡نمیتونستم ریسک کنماگه منو می...

دنیای دیگر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط