ازدواج اجباری

ازدواج اجباری
پارت 15
لوسی :فیلیکس بیا بریم اتاقم
کوک: نهههه چی تو اتاقم لازم نکرده همینجا بشینید
لوسی: باشه
لوسی : فیلیکس یادته پارسال تو منو بوسیدی(خنده)
فیلیکس : آره و توهم گریه ت گرفته بود(خنده )
فلیکس: لوسی این چرا حرف نمیزنه (آروم و در گوش لوسی)
لوسی: همیشه همینطوری اسکله ☃️
فیلیکس : خب یکم از خودت بگو
لوسی: تو که همه چیز رو درباره ی من میدونی مخصوصا اون روزی که داشتیم توی حیاط بازی میکردیم و من پریود شدمممم
(خنده و جر)
فلیکس:آره یادمه (خنده شدید
لوسی : من برم‌ یه‌ چیزی بیارم
ویو جونکوک ✨
وایییی چقدر از این پسره بدم میاد
دوست دارم همینجا چالش کنم
لوسی چند تا آبمیوه آورد و خم میشد خط سینه هاش معلوم میشد
کوک: جلو لباست رو بگیر (,داد و عصبی)
لوسی : باشه بابا چته الان غیرتی شدی
کوک :, خفه شووووو
لوسی: مگه دروغ. تا دیروز هول ترین آدم بودی الان غیرتی شدی
لوسی :, خب دیگ فیلیکس چخبر
و فلش بک به شب
ویو لوسی ✨
فیلیکس رفت و منم داشتم فیلم می‌دیدیم که باز جونکوک نیومد خونه
یعنی برای اتفاقی افتاده
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

ازدواج اجباری پارت16نه بابا حتما دوباره داره هول بازی در میا...

ازدواج اجباری پارت 17ویو لوسی دیگ طاقت نداشتم سریع رفتم بالا...

ازدواج اجباری پارت 14فیلیکس : سلام خوبی خوشگلملوسی : سلام شا...

ازدواج اجباری پارت 13دیگ‌ واقعا نمی‌دونستم چیکار کنم اون پسر...

ازدواج اجباری پارت 24کوک : نمیتونم بیام بار خودم لوسی : چییی...

ازدواج اجباری پارت 35لوسی : آها عامممم راستی فردا شب استخر پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط